تحولات منطقه

یک مفسر قرآن و نهج‌البلاغه، در ادامه سلسله جلسات اخلاق نهج‌البلاغه، با تأکید بر اینکه امامت نه انتخاب بشری، بلکه اراده الهی است، به تحلیل جایگاه انسان در کلام حضرت علی(ع) پرداخت.

آیت‌الله العظمی جوادی آملی: امامت، حقیقتی الهی است که از تاریخ و جغرافیا فراتر می‌رود
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

آیت‌الله العظمی جوادی آملی؛ مفسر قرآن و نهج‌البلاغه، هشتم بهمن‌ماه در ادامه سلسله جلسات درس اخلاق نهج‌البلاغه مسجد اعظم قم با اشاره به اینکه انتخاب امام از جانب مردم نیست، توضیح داد، در ادامه گزیده‌ای از سخنان این مرجع تقلید را با هم می‌خوانیم:

«خلیفه» کسی است که سخن کسی که جای او قرار دارد را می‌گوید و قوانین الهی را اجرا می‌کند. پیامبر و امام، خلیفه‌الله هستند و مردم را به یاد مرگ و سفر به جهان دیگر دعوت می‌کنند. چه می‌دانیم که پس از مرگ چه رخ خواهد داد، مگر آنکه پیامبر و امام به ما خبر دهند.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «حواس شما جمع باشد؛ نه به گذشته می‌نگرید و نه به آینده، بلکه از زمان و مکان برمی‌خیزید.» زمانی که انسان رحلت می‌کند، وارد سرزمین ابدی می‌شود، چه در روز باشد، چه شب، چه در روستا یا شهر؛ مرگ یعنی خروج از تاریخ. به همین دلیل حضرت علی(ع) فرمودند: «ای کسانی که در این دنیا سفر می‌کنید، برای شما به اندازه یک لحظه ماندگاری است.»

بنابراین، چون ما خبری از ابدیت و بعد از مرگ نداریم، باید به سخنان انبیاء و اولیاء گوش فرا دهیم که از این موضوع آگاه هستند. ما سفری بزرگ پیش رو داریم و نمی‌توانیم بدون توشه‌ای برای این سفر روانه شویم.

امام معاذالله نمی‌تواند هیچ سخنی از روی میل و هوس خود بگوید؛ چرا که امام خلیفه‌الله است و خلیفه باید سخن کسانی که او را منصوب کرده‌اند را بیان کند. ما نیز وقتی شاگرد خلیفه‌الله هستیم، باید دستورات او را رعایت و پیروی کنیم.

مقام انسان و جایگاه او بی‌نظیر است. نهایت بزرگ‌منشی و جلالت، از سوی خداوند به بندگانش داده شده است. هیچ‌کس انسان را به اندازه خداوند محترم نداشته است. قرآن کریم می‌فرماید: «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ ۚ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ»، یعنی شما پیامبرزادگان و آقازادگان هستید. آیا احترام و عزتی بیشتر از این برای انسان ممکن است؟ چرا باید حرمت خود را نادیده بگیریم؟ آیا عزت و بزرگ‌منشی از این بالاتر هم ممکن است؟

نظام ما نظام امامت و امت است و هر کسی نمی‌تواند ادعا کند که امام مردم است؛ این مسئولیت باید از سوی خداوند انتخاب شود. حتی زمانی که حضرت ابراهیم(ع) از خداوند خواست تا ذریه‌اش نیز امام باشند، خداوند پاسخ داد: «عهد من به ظالمین نمی‌رسد.»

کسی که می‌خواهد حکیم، معلم یا دانشمند شود، این امر با کسب علم ممکن است، اما امامت و خلافت الهی این‌گونه نیست؛ انتخاب امام تنها به اراده الهی بستگی دارد.

حضرت امیر(ع) فرمودند که شما می‌توانید صاحب دل و شاگرد ائمه(ع) باشید و نسبت به بدن خود امام باشید. قلب انسان باید امام چشم، گوش و دست او باشد و هیچ‌گاه بدون اذن قلب، اقدام نکند. اگر قلب انسان امام باشد، او نه سخن بی‌جایی خواهد گفت و نه سخن بی‌جایی خواهد شنید.

تفاوت نظام امامت و امت با حوزه و دانشگاه

نظام ما نظام «امامت و امت» است و با نظام حوزه و دانشگاه تفاوت دارد، کار حوزه علمی است و بزرگان، مؤلفان و استادان ما در حوزه ما را تربیت کرده‌اند؛ وظیفه مراجع و علمای حوزه جهل‌زدایی است. کار دانشگاه نیز این است که فرد جاهل را عالم کند و مسجد، حسینیه و دیگر مراکز دینی نیز به مبارزه با جهالت و ترویج اخلاق می‌پردازند. اما کار امامت نه جهل‌زدایی است، نه جهالت‌زدایی، بلکه امامت، «جاهلیت‌زدایی» می‌کند.

اعجاز از سنخ علوم نیست و نیازمند اراده قوی الهی است. کسی نمی‌تواند با درس حوزه و دانشگاه معجزه کند، زیرا معجزه از جنس علم نیست و تعیین امام و امامت نیز بر عهده خداوند است.

در ماه مبارک رمضان انسان با مزه‌کردن دهان، بدون آنکه غذا بخورد، می‌تواند بفهمد که غذا شور است یا نه. حضرت امیرالمؤمنین(ع) فرمودند که باید خواب غفلت را در چشمتان مزه کنید، یعنی به خواب غفلت نروید و از آن اجتناب کنید.

غفلت از دشمن جایز نیست

در برابر اسرائیلی که در کمین ما نشسته است و کشور را با آشوب و گروه‌های تکفیری به این شکل درمی‌آورد، مسئولان ما تنها حق دارند خواب خود را مزمزه کنند؛ خواب سیاسی و بی‌اطلاعی را در حد مزمزه کردن تجربه کنند و از کشور و مملکت غافل نشوند.

حضرت امیر(ع) فرمودند که قلب و عقل شما باید امام شما باشد و اگر غفلتی هم می‌کنید، باید در حد قرقره کردن و مزمزه کردن باشد.

انسان می‌تواند خلیفه‌الله و امام شود، امام باید کار دستوردهنده را انجام دهد، یعنی از شریعت فاصله نگیرد. همه ما نسبت به بدن و اعمال و امور خانوادگی موظفیم که خلیفه باشیم و باید دست، پا و گوشمان را امام کنیم وگرنه همه این اعضا علیه ما شهادت خواهند داد.

دستی که زیرمیزی و رومیزی گرفت و درگیر اختلاس و فساد شد، همان دست علیه فرد شهادت خواهد داد؛ دست در اینجا بیگانه است و اصل خود انسان است که مرتکب این کارها شده است. زبانی که غیبت کرد نیز شهادت علیه خود فرد خواهد داد.

همان‌طور که دست و پا خسته می‌شوند، دل نیز ملول می‌شود. دل را باید با قرآن، دعا، نماز شب و مناجات شعبانیه نورانی کنیم، زیرا همه این ادعیه و آیات، نور هستند.

اگر بخواهیم انسان و ادب شویم، راه برای ما باز است، انسان در مسیر پیامبر و امام اگر از هر راهی برود، به بهشت می‌رسد.

ما نسبت به مردم و نظام بدهکار هستیم. باید کاری کنیم که کسی مشکلی نداشته باشد و داعشی به این سرزمین نیاید تا کشور را به امام زمان(عج) تحویل دهیم.

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha